شرکت مهندسی سازه اطلاعات سامان ,http://www.sis-eg.com
ارتباط ارتباط با ما
 اطلاعات
 عناوين
تاريخچه
اهداف
اساس نامه
موسسين
حمايت كنندگان
فعاليتها
تجليل از پيشكسوتان
اخبار جامعه ياوري
گزارشات
مصاحبه
آلبوم تصاوير
 منوي اصلي
صفحه اصلي
صفحه شخصي
مديريت
ثبت خبر
فرم عضويت
خروج از سيستم
نقشه سايت
 
 نظرسنجي

نظر شما درباره سايت چيست؟

عالي
خوب
متوسط
ضعيف
راي : 72
جزئيات نتايج

 گفته های بزرگان
خوش گمانی مایه آرامش دل و سلامت انسان است
حضرت علی (ع)
 تصوير روز
 ورود به سیستم


 اعضاي روي خط
1 کاربر ثبت نشده و 0 کاربر ثبت شده روي خط.

شما يك كاربر ناشناس هستيد. به صورت رايگان ميتوانيد ثبت نام كنيد.
 آمار بازدید
تعداد بازديد کننده : 80494
Header
 افتتاح اورژانس جاده اي عرب آباد گزارشات جامعه ياوري

افتتاح اورژانس جاده اي عرب آباد

توسط جامعه ياوري خراسان

 

نام طرح: اورژانس جاده اي عرب آباد        مجري طرح جامعه ياوري خراسان

طرح شماره: 518            مكان: روستاي دهنو- طبس

مهندس شافعي رئيس هيئت مديره جامعه ياوري خراسان:اشاعه فرهنگ نيكوكاري رسالت اصلي جامعه ياوري خراسان است. نيكوكاري داشتن و نداشتن نيست. فرهنگ نيكوكاري فرهنگ بخشيدن و كمك به همنوع است.

نه درخت سر به فلك كشيده اي بود نه چشمه هاي زيبا و دل انگيز... نه آبشاري... نه باغ و

د شتي... در اين سرزمين تنها انسانهايي بودند كه در انديشه هايشان حاصل ماه ها تلاششان را سرما برده است. درد يار آنها سالهاست كه پر ستوها كوچ كرده اند و قرن هاست كه سنگ فرش كوچه ها از برگ درختان فرش نشده است حتي اناري ترك خورده بر شاخه درختان باقي نمانده است كه با ديدنش به ياد شعر" سهراب سپهري " بيفتيم كه: " من اناري را مي كنم دانه – كاش مردم- دانه هاي دلشان پيدا بود" خورشيد از لا بلاي كوه هايي كه مي گذريم گاه پيدا مي شود و نوازش هايش را بر زمين مي ريزد. رديف هاي درختان كاج همه جا خودنما يي

مي كنند. از شهرهاي كوچك كويري مي گذريم... نه رسمي... نه آئيني و نه چشم اندازي. سالهاست اين مردم به صد مات طبيعي و غير طبيعي عادت كرده اند. سرسبزي در حافظه آنها كمرنگ است، تنه درختي را مي بينيم كه برگ و بارش قطع شده است با دو حفره پاي درخت. و دختراني را مي بينيم كه در سكوت و كار غرق شده اند... دختراني كه پير مي شوند بدون اينكه معناي عشق را درك كنند... دختراني سرشكسته و خسته... دختران كه هيچگاه در خلوتي از رقصشان خاطري آشفته نشده است. دختراني كه شبها ي خستگي از اشكشان خون چكيده است. شبهايي كه ما بيدار نبوديم تا نم نم باران را بر گونه ها يشان ببينيم. "گر بدين سان بايد زيست پست " با خود زمزمه مي كنم:" گر بدين سان بايد زيست پست من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم بر بلنداي كاج خشك كو چه بن بست " دو كودك در ميان آفتاب و شب جان سپرده اند، در ديواري از خاكستر سحر.

همه جا بيابان است. همه چيز در خون بيابان پنهان. بيابان عرق مي ريزد و ما به خود

 مي گو ييم: آيا رهگذري را مشاهده خواهيم كرد كه از ديدار عزيزي باز گردد؟ از قريه هاي محروم مي گذريم زني مرده بود . هيچكس براي تما شا نيا مده... از قالب خود بيرون آمديم و كمي گريستيم.... خنده كنان گريستيم.

از كوير همچنان مي گذريم... به طبس نزديك مي شويم... بادي خشمناك وزيدن گرفته است. مهندس شافعي، مهندس مصباح، آقاي دادور و من مي رويم به دياري كه روزي عطر گرم نانش به آسمان بر مي خا ست ... براي افتتاح با محمو له اي از حرف ... از واژه هاي شكسته... گرسنگان براي تشكر آمده اند در نگاهشان هنوز واژه ها مهـــــربانند. كودكي دنبال قاصدكي در خو رشيد مي دود. مهندس شافعي مي خواهد اورژانس جاده اي عرب آباد را افتتاح كند. در آغاز اقاي دادور مدير عامل جامعه ياوري خراسان پشت تريبون مي رود واز مهندس شافعي كه خودش نيز از سرزمين بي پرنده و بي درخت است مي گويد و توضيح مي دهد كه اورژانس جاده اي عرب آباد به همت مهندس مصباح از اعضاي جامعه ياوري خراسان بنا نهاده شده است. مهندس شافعي رئيس هيئت مديره جامعه ياوري نيز مي گو يد: اشاعه فرهنگ نيكوكاري رسالت اصلي جامعه ياوري خرا سان است . نيكوكاري داشتن و نداشتن نيست.  دختراني كه شبها از خستگي از چشمشان خون چكيده است. شبهايي كه ما بيدار نبوديم تا بر گونه هايشان نم نم باران را ببينيم. " گر بدين سان بايد زيست پست "با خود زمزمه مي كنم :" گر بدين سان بايد زيست پست من چه بي شرمم اگر فانوس عمرم را به رسوايي نياويزم بر بلنداي كاج خشك كو چه بن بست "

فرهنگ نيكوكاري فرهنگ بخشيدن و كمك به همنوع است. حتي به اندازه يك مداد. مهندس شافعي   مي گويد: اعضاي جامعه ياوري همه جا گسترده شده اند حتي در جغرا فيـــاي جهاني. آنگاه گزارشي از چگونگي بناي اورژانس جاده اي عرب آباد توسط يكي از بهورزان قرائت مي شود. باد همچنان مي وزد شيريني و آبميوه به مناسبت افتتاح اورژانس جاده اي توزيع مي شود. مردم خوشحالند كه اگر تصادفي روي دهد اورزانس جاده اي زخمي ها را كنار جاده ها تنها نخواهد گذاشت تا جان دهند تا ديگر آفتاب را نبينند تا ديگر شام وا پسين .انها ديگر خواهند فهميد كه: بودن، به از نبودن .

و پدرانشان ديگر به مرگي فجيع در جاده ها جان نخواهند داد و ما آ ن ديار را با سعادتهاي ناشنا خته ترك مي گو ييم با دختري كه پدرش را در جاده مرگ از دست داده و حالا عرو سكي كهنه را در آغوش گرفته است. به او نگاه مي كنم و به خود ميگويم: امشب براي تو شعري خواهم نوشت. امشب كه با لباني متبسم به خواب روي . به سمت باغ فردوس در حركتيم تا خانه بهداشت باغستان فردوس توسط جامعه ياوري افتتاح شود. مهندس شافعي بي صبرانه منتظر است تا اين محراب مقدس را ببيند تا مگر نه اينكه جان دردمندان را شفا مي بخشد. او با بيشترين عشق به اين ديار آمده است. هزينه خانه بهداشت باغستان فردوس توسط مهندس مصباح پرداخت شده است. مهندس مصباح ما نند پروانه اي بر پيراهن كوير نشست و جان تازه اي به آن ديار غم زده بخشيد وقتي با دستانش خانه بهداشت باغستان را افتتاح كرد. آقاي دادور مدير عامل جامعه ياوري خراسان صبور مانند قصيده اي كه مرتب تكرار مي شود باز هم سخنراني كرد. از هزينه خانه بهداشت باغستان كه به دست جامعه ياوري خراسان و توسط مهندس مصباح عضو جامعه ياوري خراسان پرداخت شده است. آقاي دادور هواي گسترده اي است كه بر همه جا مي وزد ميوه هاي حقيقت را بين همه توزيع مي كند . خانه بهداشت با غستان فردوس افتتاح مي شود و من باورم نمي شود كه در ديار من... سرزمين من پس از سالها رنج و محروميت هيچگاه كسي به فكر نيفتاده كه در ما نگاهي براي بيماران نيازمند بنا كند... و جامعه ياوري خراسان هنگامي كه شهر من در خواب شبانه فرو رفته بود بياد محرومين و نيازمندان اين ديار بود...

وقتي مهتاب در گوش ماه ميگفت:

دريغ از باران

دريغ از دره هاي مخمل قديمي

دريغ از سپيده دمان

دريغ از شبهاي پر ستاره و قهر و آشتي ها

ديگر اكنون در سفره ها نان هم به دشواري يافت مي شود... و من انچه ديدم نو شتم ..

رنگين كماني نبود لبخند ها كمرنگ بود ...

و مرداني قناعت وار، مردان ياوري خراسان با چشماني خيس از نم باران آمدند و برگشتند و من مي دانستم ، " دريا به جرعه هايي كه شما از چاه خورده ايدحسادت مي كند "   




15/10/1388 ذخيره شده توسط: Admin چاپ صفحات دوستانه   اين مطلب را به يكي از دوستان خود بفرستيد

Copy right with yavari society of Khorasan company 2006
www.sis-eg.com