|
مصاحبهﯼ جامعه ياوري خراسان با غلامحسين پوستين چي مدير عامل شركت كشت و صنعت نادر

بهترين روش براي محروميت زدايي ايجاد اشتغال است .
غلامحسين پوستين چي مدير شركت گلاب نادر با مجتبي كاشاني نشست و برخاست داشته و او را به عنوان مديري اهل دل مي شناسد . او با جامعه ياوري آشناست و محروميت را نيز خوب مۍشناسد. اگر چه او يك مدير موفق در عرصه صنعت كشور است اما مانند شما وقتي از دوردست برايش نامه مۍنويسند كه كيف و كفش مدرسه ندارند دلش مۍلرزد.
شايد استشمام بوي تمام اين خوبيهاست كه گلاب نادر را به چنين شهرتي رسانده است . چرا كه بوي مهرباني و صفا و عشق را با هيچ گلاب و عطري نمي توان مقايسه كرد و من پا به درون دفتر گلاب نادر در چهار راه ميدان بار كه گذاشتم و در صف انتظار نشستم افرادي را ديدم كه براي تقاضاي كار و يا تقاضاي كمك روي صندلي نشسته بودند...
گرچه هوا سرد بود و باد هم از دري كه باز مانده بود به درون رخنه مي كرد ولي انتظار كمك مديري كه شرح انسان دوستي اش آنها را به اينجا كشانده بود گرمشان مي كرد . چرا كه هنگامي كه به زني كه روي صندلي كنار در نشسته بود گفتم : هوا سرده ... اين طرف تر بنشيند گفت: سردم نيست و چشم به دردوخت كه نامش را بخوانند و او قصه اش را براي مدير گلاب نادر تعريف كند . چه بسيار زنان و مردان و جواناني كه بر اثر فشارهاي اقتصادي روي اين صندلي نشسته اند و شامل كمكهاي مديريت شركت شده اند . در پايان مصاحبه ، من سرشار از بوي مهرباني و انسان دوستي آنجا را ترك مي كنم اگر كمك اين انسانهاي بزرگ نبود موج رو به افزايش بيكاري و فقر ما را به كجا مي كشاند . آقاي پوستين چي خودش شرح كامل تراين احساسات را براي شما بيان مي كند :
1- از نظر شما محروميت يعني همين افراد فقيري كه در اطراف ما وجود دارند يا اينكه ما محروميت هاي ديگري هم داريم مثل محروميت فرهنگي ؟
از ديدگاه من محروم كسي است كه حداقل ها را ندارد و اين حداقل ها مي تواند مسكن ، اتومبيل ، لوازم زندگي و ... باشد . مي تواند محروميت فرهنگي ، عقلي ، فيزيكي باشد . بايد به اين افراد كمك كرد و كمك انواع مختلف دارد . بعضي اوقات با كمك مالي مي توان كمكشان كرد . بعضي اوقات با راهنمايي و ارشاد مي توان كمك كرد . ولي امروز در جامعه ما اكثر محرومين مشكل مالي دارند . داراي بدنهاي قوي و فكر خوب هستند ولي كار پيدا نمي كنند . بهترين روش براي محروميت زدايي ايجاد اشتغال است. ما بسياري از خانواده ها را مي بينيم كه به مرز طلاق مي رسند . ولي وقتي سركار مي آيند تمام مشكلاتشان حل مي شود.
وقتي يك بيكار با يك دنيا قرض سركار مي آيد و وقتي اولين حقوقش را مي گيرد روحيه اش شاداب مي شود . قرار است در آينده كار كند و قسمتي از مازاد درآمدش را براي بدهي هايش پرداخت كند . هنوز حقوقش را نگرفته ولي اولين روزي كه سر كار مي آيد روحيه اش عوض شده است .
2- آيا فقط ايجاد اشتغال مهمترين عامل محروميت زدائي است ؟ به نظر من اشتغال 90 درصد محروميت ها را بر طرف مي كند يعني شخصي كه بيكار است خودش يك محروم است و از اطرافيان كمك مالي مي خواهد . وقتي سركار مي آيد و مشكلات مالي اش حل مي شود خود اين شخص به محرومان ديگر كمك مي كند.
الان اگر جايي زلزله شود و ما فقط يك اعلاميه بزنيم ، پرسنل داوطلب كمك مي شند ، اگر جايي سيل بيايد و اگر براي كمك به افراد بيمار كمك بخواهند همه پرسنل بلافاصله اعلام همكاري مي نمايند.
3- آيا افرادي كه حقوق معمولي دارندبيشتر در اين موارد كمك مي كنند يا افرادي كه حقوق بالاتر دارند؟
همه به نوبه خودشان كمك ميكنند . من خانمي را بياد مي آورم كه متاركه كرده بود. اين خانم در خانه خواهرش مثل يك خدمتكار كار مي كرد. وقتي مشغول كار شد و داراي توانايي مالي گرديد صاحب خانه شد و ماشين شد و به محرومين هم كمك مي كرد. در صورتيكه خودش رديف اول محرومين بوده است .
محروميت ذاتي نيست ، ارثي هم نيست و خيلي راحت از بين مي رود . اگر ما تعدادي نيرو داشته باشيم و 10 نفر از اينها را اخراج كنيم . اين افراد بعد از يكماه جزو افراد محروم مي شوند . به محض اينكه سركا رمي آيند از محروميت بيرون مي آيند .
4- بيشتر كساني كه مي خواهيد به آنها كمك كيند و به شما مراجعه مي كنند از چه قشري هستند؟
افراد مستقيماً به من دسترسي ندارند و از طريق تشكل ها با ما مكاتبه مي كنند ، مثل انجمن بيماران كليوي ، بيماران هموفيلي ،مدارس پايين شهر ، مؤسسات خيريه و به نظر من اين شيوه راه درستي است ، چرا كه يك مؤسسه خيريه بهتر مي داند يك محروم را چور شناسايي كند و چطور مشكلش را حل كند. ما نبايد تك تك وارد اين كارها بشويم .
5 – خودتان تا به حال شده از بيماران سر بزنيد ؟ آيا اين موقعيت برايتان پيش آمده است؟
من بنيانگزار هيأت امناي بيماران رواني هستم و هفت سال است كه عضو اين هيدت هستم و كم و بيش به بيماران كمك مي كنم . مشكل اصلي ، خانواده اين افراد هستند و ما خانواده اين مريض ها را شناسايي كرديم و در اولويت 1 و2و3 قرار داديم . الان 240 خانواده را در اولويت 1 قرار داديم . آنهايي كه اولويت يك را دارند يعني اوضاع مالي بدتري دارند.
5- در مؤسسه اي كه شما تأسيس كرديد دولت هم نقش دارد؟خير عده اي دواطلب به عنوان هيأت امناي بيماران رواني بيمارستانهايي مانند ابن سينا و حجازي را تأسيس كرده اند .ما اولين گروه بوديم و افراد جا به جا شدند. چند نفر از ما كه ابتدا وارد اين كار شديم با اين كار انس گرفتيم ، زيرا كار ما يك كار گروهي است . افراد در يك گروه زحمت مي كشند.
6- وقتي به افراد كمك مي كنيد چه حسي داريد؟
من فكر نمي كنم لذتي بالاتر از اين وجود داشته باشد .
7- به غير از اين مؤسسه ديگر چه موسساتي وجود دارد كه شما بنيان گذار آن باشيد ؟ چون گلاب نادر يك شركت معروف است مؤسسات خيريه و مدارس از ما توقع دارندو با ما مكاتبه دارندو وقتي شخص خاصي به مشكلي بر مي خورد به ما معرفي مي شود و من فكر مي كنم حداقل هفته اي يك نامه از سطح كشور داريم . مثلاً از فلان روستاي كرمانشاه نامه اي مي نويسند كه برادرم وسائل تحرير نداردو يا از روستاهاي اردبيل نامه مي نويسند كه ما تلويزيون نداريم و ما هم صددرصد اينها جواب مثبت مي دهيم .
8- آيا از طرف كساني كه به آنها كمك شده است نامه يا جوابي به شما رسيده كه از كمك شما چقدر خوشحال هستند؟
بله برخي با تلفن و برخي از طريق نامه از ما تشكر مي كنند و من خودم تلفن ها را شخصاً جواب مي دهم .
10 – با اينكه شما در روستاهاي محروم حضور پيدا نكرده ايد آيا مي توانيد مشكلاتشان را درك كنيد ؟
حضور نداشتم ولي كاملاً درك مي كنم و در جريان هستم. چند وقت پيش در روزنامه خراسان عكس هايي از جنوب خراسان بود كه مرا تحت تاثير قرار داد . اين قدر برايم مهم است كه شعر آقاي مجتبي كاشاني را حفظ كردم .
11- بخش خصوصي به چه حمايت هايي نياز دارد تا اينكه اشتغال ايجاد كند؟
از كلاس اول دبستان همان طور كه از پدر و مادر و معلم ياد مي كنيد از كارآفرين هم ياد كنيد. اسمش را مستكبر نگذاريد . مستكبر كسي است كه امروز زميني را مي خرد و سه ماه بعد دو برابر مي فروشد . صنعتگر كه مستكبر نمي شود، كارآفرين كه فئودال نمي شود.
12- در زمان هاي گذشته فاصله طبقاتي به چه صورت بود؟
فاصله طبقاتي كمتر بود . الان اقشار زيادي از جامعه افت كرده اند. من يادم است كه افراد زيادي از همسايه ها و اقوام دور نياز به كمك داشتند. پدرم آدم متعقد به پرداخت خمس و زكات بود و پيش مراجع تقليد مي رفت واز آنها مجوز مي گرفت كه قسمتي از اين پولها را به افراد نيازمند كمك كند . من از همان كودكي چه خودم به ديگران كمك كنم يا ديگران كمك كنند ازاين كار لذت مي برم .
13-اگردر خياباني به كودك يا زن فقيري برخورد كنيد چگونه به افراد كمك مي كنيد؟
اينهابايد ريشه يابي شوند ، ولي من فكر مي كنم 90 درصد مشكل، مشكل بيكاري است . من به كسي كمك مي كنم كه گدايي اش موجه باشد . مثلاً اگر يك پيرمرد 70 ساله گدايي كند ما نبايد به او بگوييم كه برود و كار كند . اين ضعف كشور ماست كه چرا اين فرد بيمه نشده است . اين فرد كه از اول عمرش گدا نبوده است بلكه در مكان هايي كار كرده است كه بيمه نبوده است.
14- به نظر شما به محرومين فرهنگي به چه صورت مي توان كمك كرد ؟
اكثر اين افراد بايد آموزش ببينند . ما هر كداممان مي گوييم اشتباه كرديم . پس همه ما به نوبه خودمان يك محروميت فرهنگي داريم و لي بعضي ها شدت محروميتشان خيلي زياد است و 180 درجه راه را اشتباه مي روند. اين افراد را بايد راهنمايي كرد ولي در كشور ما آموزش خيلي ضعيف است . چون در كشور ما فرهنگ مطالعه وجود ندارد. آموزش را بايد به صورت كلاس و تلويزيون گذاشت تا كم كم فرهنگ جا بيفتد.
15- شما به پروژه هاي فرهنگي و آموزشي هم كمك مي كنيد؟
بله خيلي زياد . مثلاً مدرسه اي بوده است مه كف زمين گچ بوده و ما فرستاده ايم تا موزائيك كنند . يا مدرسه اي بوده كه داشن آموزان براي استفاده از سرويس هاي بهداشتي از خانه همسايه ها استفاده مي كردند.
16-اينها از طريق نامه و تلفن از شما تقاضاي كمك مي كنند؟
چون ما شناخته شده هستيم صدها نامه از مدرسه ها ، مؤسسات خيريه و مردم مي آيد. امكان ندارد كه ما متوجه بشويم كه كشي به خاطر فقر مي خواهد ترك تحصيل كند و ما بي تفاوت باشيم.
17-سابقه آشناييتان با مرحوم كاشاني چگونه شروع شد؟
من ارادت خاصي خدمت مرحوم كاشاني داشتم و معتقدم اشعار وي را بايد از برخواند نه از رو و در جلسات مختلف در خدمت ايشان بودم .
18- آيا خاطره اي از مرحوم كاشاني به ياد داريد كه براي ما نقل كنيد ؟
كاشاني دلش براي همه مردم مي سوخت به خصوص جنوب خراسان او دلش مي خواست كه صنعت رونق بيابد و رونق را تنها به فروش بالا نمي دانست. يادم مي آيد در يك كارگاه آموزش در كارخانه اي فيلمي از يك نجاري گرفته بودند كه شلوغ و كثيف و پر از خاك اره بود . در آنجا كارگران را آموزش داده بودندو دوباره فيلم گرفتند شايد باور نكنيد قابل مقايسه نبود. حتي لباسها در حين كار گردي نمي شد . خدا رحمت كند ايشان را ....
|