|
مصاحبه با دكتر مهيندخت رحماني
استاد بازنشسته فيزيك جامدات دانشگاه تهران
اولين زن فارغ التحصيل از دانشگاه آمريكا و عضو جامعه ياوري خراسان .
حياطي كوچك با چند اتاق و كدخداي ده كه هميشه در حال حساب و كتاب است و دفتر و دستكهايي كه هنوز موجود است و خبرنگاران آنها را به عنوان اسناد رشد چناران تلقي مي كنند وپدري زيرك و مراقب كه از پشت عينك همه چيز را زير نظر دارد...
اين تصاوير شبيه عكسهاي كمرنگ چهل پنجاه سال پيش از نظر دكتر مهيندخت رحماني مي گذرد كه حالا بايد تجربه سالهاي كودكي اش را بياد آورد با مهرباني هاي ساده و بي رياي مادر كه امروز 3 كلاسه يورد چوپان به ياد او بنا نهاده شده است .
به ياد او و به ياد پدرش....
حالا او برگشته به يورد چوپان كه آرامش آن را دوست دارد و مردم مهربان و با مرام ومسلكش را ...
س: خانم رحماني آيا فكر مي كرديد روزي به يورد چوپان برگرديد جايي كه سالهاي دور مرحوم پدرتان آقاي اسداله مدرس زاده رحماني ملك و املاكي داشته اند ؟
ج : در يك كلام اگر جامعه ياوري خراسان و آقاي مهندس شافعي نبودند من هيچ كاري نمي توانستم انجام دهم . چون هيچكس را نمي شناختم و خوشحالم كه با اين مجموعه آشنا شدن . خانواده ما همه فرهنگي بودند و به بچه ها و تعليم و تربيتشان عشق مي ورزيدند. مادرمان در زمان حيات از ما خواستند كه بودجه اي مشخص را براي تأسيس مدرسه اي براي تربيت افراد مفيد براي جامعه اختصاص دهيم . من ذهنيتي از يورد چوپان نداشتم فقط مي دانستم كه پدرم در اينجا ملك واملاكي داشتند با جامعه ياوري خراسان كه آشنا شدم از آقاي دادور خواستم كه در اين مورد تحقيق كند و در نهايت اينجا شناسايي شد و اين مدرسه را براي تعليم و تعلم تأسيس كرديم .
س: خانم رحماني امروز براي بازديدي از مدرسه اسداله مدرس زاده رحماني به اينجا آمده ايد هم اكنون كه در بين اهالي و بچه ها هستيد چه احساسي داريد ؟
من با خاطري بسيار عميق و احساسي بسيار عاشقانه و عارفانه بر مي گردم و اين احساس را به خانواده ام منتقل خواهم كرد و آرزو مي كنم كه از اين بنا بهترين استفاده بشود . سقف و آجر و سيمان فرهنگ نيست فرهنگ را انسانهاي خوب به نسل هاي بعد منتقل مي كنند و اميدوارم از اين راستا آرامشي به روح پدر و مادرم برسد مادر من زماني كه در قيد حيات بودند به ما گفتند كه علاقه دارند قسمتي از مايملكشان كه مشخص كرده بودند به امور خيريه و ساخت و ساز و پروژه هاي بهداشتي برسد . چند سال پس از فوت ايشان برادرم دكتر ابوالفضل مدرس زاده رحماني و خواهرم بزرگم دكتر طاهره مدرس زاده رحماني و خواهر كوچكم نسترن رحماني و خود من فكر كرديم وقت آن رسيده كه خواسته مادرمان خانم قمر رحماني را پياده كنيم و من در خصوص اجراي اين پروژه با جامعه ياوري خراسان آشنا شدم .
س: پروژه مجتمع استثنايي بصيرت تربت جام نيز در چند روز اخير مورد بازديد شما قرار گرفت در مورد اين پروژه نيز توضيحاتي بفرماييد .
ج : ما با جامعه ياوري خراسان آشنا شديم و خواسته خود را طرح كرديم و پيشنهاد شد هنرستاني براي كودكان استثنايي در منطقه فوق العاده محروم تربت جام ساخته شود و اين پروژه يك هزينه اضافي داشت كه آن مدرسه در يورد چوپان ساخته شد.
س: به دليل فرصت كوتاه و خستگي شما و به عنوان آخرين سؤال ممكن است در مورد ويژگي ها و خصوصيات اخلاقي پدرو مادرتان كه هم اكنون مسبب ساختن اين مركز در مناطق محروم شدند صحبت كنيد؟
ج : پدرم مرحوم اسداله مدرس زاده رحماني كارمند عالي مرتبه وزارت آموزش و پرورش بودند كه نسل هاي مسن تر ايشان را به جا مي آورند. مادرم فرهنگي و مدير دبستان بودند ( در مشهد) و بسياري از فارغ التحصيلان زن آن زمان در مدرسه اي كه مادرم مديريت آن را به عهده داشتند دوره ابتدايي را سپري كردند و حاوي خاطرات بسيار جالبي از ايشان هستند . خصوصيات پدر و مادرم محبت و رسيدگي بود . از ديدگاه اجتماعي آنها ذهن باز و روشني داشتند – بااينكه امكانات تحصيلات عاليه به خصوص براي دختران كمتر بود اما آنها به اصطلاح فرنگي آوانگارد بودند....
دكتر مهيندخت رحماني كه اولين زن فارغ التحصيل از مدرسه عالي ملي ارتباطات در پاريس است و تخصص اش را در رشته فيزيك جامدات تهران مشغول به خدمت با جامعه فرهنگي بوده است ، پس از بازديد از مركز آموزش بصيرت در تربت جام گفت اين بچه ها غنچه هايي هستند كه دچار آفت زدگي شده اند و ما بايد كمك كنيم كه شكوفا شوند و به زندگي طبيعي برگردند. شايد ما نتوانيم همه نيازهاي آنها را برآورده كنيم اما آب دريا اگر نتوان كشيد هم به قدر تشنگي بايد چشيد؟
|