|
افتتاح مركز آموزشي استثنايي ياسمن شانديز توسط جامعه ياوري خراسان
ف. مصطفوي
امســال گل ندارد شعر بهاري من
اين شرمساري گل، يا شرمساري من
يكنفر در غبار مي آيد … يكنفر در غبار مي آيد كه زخمهايي هميشه بر پر و بالش دارد . يكنفر در هوايي شرجي به ديدن ارديبهشت آمده است.
به غريبي قسم ! حال غريبان را مي داند و غرق در شادي چهره هايي شده كه در باغ كمال، كال بر زمين افتاده اند .
از سراشيبي فلكه دوم شانديز كه پايين مي روي در منطقه اي سرسبز عده اي منتظرند تا جامعه ياوري خراسان، مركز آموزشي ياسمن شانديز را افتتاح كند. هوا داغ است و دشت تشنه باران و دره ها از عطر ارديبهشت سرشار. و من هق هق دشت را از تشنگي فردا احساس مي كنم. و بغض زمين كه در گلوي خشكسالي قفل شده.
رئيس هيئت مديره جامعه ياوري خراسان ، مهندس شافعي و مدير عامل جامعه ياوري خراسان، علي دادور از راه مي رسند و وارد صحن بزرگ مركز مي شوند . بچه هاي معلول بر روي صندلي هاي پلاستيكي در آن هواي داغ انتظار مي كشند كه مطمئن شوند جامعه ياوري خراسان هنوز پايبند عهدها و قرارهايش مانده است.
معلولين كه پنجره اي رو به خيابان نداشتند. اكنون در دامنه دشت در صحن بزرگ مركز منتظر افتتاح، منتظر نقطه آغاز … مانده اند
آنها شايد براي يكبار هم كه شده نام جامعه ياوري خراسان را نشنيده اند ، آنها شايد براي يكبار هم ايوان پرگلي را مشاهده نكرده اند اما با ديدن جامعه ياوري خراسان ، با حركات سر و دست ابراز احساسات مي كنند . حركاتي كه شايد براي ما مبهم است ولي آنهايي كه آستين همت بالا زده اند مي دانند كه قاف حرف آخر عشق است. جايي كه نام كوچك اين كودكان آغاز مي شود.
همه بر صندلي ها مي نشينند. دختركان معصوم معلول به انتظار. با دفترهايي خط خطي. هر چه باشد انگار با آن خطها ، ذهن اشان آرام گرفته است.
در فضايي گرم و تشنه، در خشكسالي عاطفه ها مدرسه استثنايي شانديز بايد توسط مهندس شافعي افتتاح مي شد. من كنار سميه و فاطمه نشسته ام. دختراني بي قافيه و بي موسيقي كه تنها آوايشان صداي گوش خراشي است كه گاه از دهان برمي آيد.
|
سميه 9 ساله مي گويد: اين مدرسه را دوست دارم. ( با حركات سر و دست). اين مدرسه پله دارد. از پله هاي اين مدرسه مي شود بالا رفت. اين مدرسه اتاق دارد و …
|
 |
فاطمه 11 ساله مي گويد: اين مدرسه اتاق دارد… اتاقهاي اين مدرسه موكت دارد (با حركات سر و دست). ما ديگر روي زمين نخواهيم نشست!
|
 |
مانده ام كه پاره هاي قلب من … چگونه جان نمي دهند؟
سرود ملي كشور پخش مي شود. همه قيام مي كنند … حتي بچه هاي معلول … آنها به كشورشان اداي احترام مي كنند … به پرچم كشورشان و به مردان و زنان خيري كه به آنها انديشيده اند كه سبزي نگاه آنان بود كه پرچم ايران را پديد آورد.
آقاي حسيني مديريت آموزش و پرورش استثنايي پشت تريبون مي رود و از مهندس شافعي تحت عنوان مردي گمنام ، سختكوش نام مي برد و آقاي دادور را مردي كه هنوز هم در صحنه هاي تعليم و تربيت ياور آموزش و پرورش است. او به همه خير مقدم مي گويد. به شهردار شانديز بخاطر فضاي زيبايي كه در اختيار قرار داده است، به بچه ها… به اولياء…او مي گويد:
|
در سطح خراسان صد هزار دانش آموز استثنايي داريم و تصريح مي كند يكي از نشانه هاي رشد و ترقي هر جامعه اي توجه به كودكان استثنايي است . او همچنين مي گويد كه 99٪ دانش آموزان استثنايي در سطح مدارس عالي پذيرفته شده اند در حاليكه در دانش آموزان عادي اين رقم 35٪ بوده است.
او بدست آوردن رتبه دوم در كشور از نظر پذيرش دانشجو در دانشگاهها را مستلزم داشتن نگاه ويژه اي به اين قشر مي داند .
|
 |
او ادامه مي دهد كه ديدگاه آموزش و پرورش استثنايي اين است كه اين دانش آموزان در كنار دانش آموزان عادي قرار بگيرند اما سيستم آموزش و پرورش عادي هنوز پذيراي اين مهماني نيست.
 |
زهرا حسيني 7 ساله از مركز ستايش با قرائت شعري همه را تحت تاثير قرار مي دهد :
شادم از اينكه خدا را دارم
|
رئيس هيئت مديره جامعه ياوري خراسان مهندس غلامحسين شافعي پشت تريبون مي رود و با تشكر از مديريت آموزش و پرورش استثنايي مي گويد: جامعه ياوري توسط افرادي ساماندهي مالي مي شود كه نه در اينجا حضور دارند و نه مايل هستند نامي از آنها برده شود.
مهندس شافعي جامعه ياوري را محدود به محدوده كشور نمي دانند او جغرافياي ياوري را جهاني مي داند و براي ايرانيان عضو جامعه ياوري در خارج از كشور آرزوي موفقيت مي كند.
وي مشوق خيرين را در اين راه آموزش و پرورش مي داند و مي گويدجذب كمكهاي بيشتر نگاه ويژه تري را مي طلبد.
و در ظهري داغ در آفتابي گرم و سوزان مركز آموزش استثنايي ياسمن شانديز افتتاح مي شود:
گفتــه بودم عشق طوفان مي كند
آنچـه مي خواهد دلش آن مي كند
و تا نگاه مي كني زمانه رفتن فرا مي رسد با تقدير از اين عزيزان:
تقدير از مهندس شافعي
تقدير از علي دادور
تقدير از آقاي پوستين چي
تقدير از آقاي حاجي زاده
تقدير از شوراي اسلامي شهر شانديز
تقدير از رياست آموزش و پرورش طرقبه و شانديز
و مهندس جهانديده ـ آقاي نبوي ـ آقاي رحمتي ـ آقاي شفيعي ـ سركار خانم چراني و آقاي صبوري و همه كساني كه :
جام شب اشان تهي ز مهتاب مباد.
|