مي خواهند تغيير كنند .
وارد سالني كه قرار است سخنرانان مطالب كوتاهي را عنوان كنند مي شويم . روي پرده بزرگي شعري از مجتبي كاشاني به چشم مي خورد . شعري كه بايد بعنوان شعري ماندگار در كتابهاي درسي درج شود :
بــــاز همراه شما مدرســـــــه اي مي سازيم .
و مگر اين شعر از اشعار عباس يميني شريف و پروين دولتي آبادي و … چيزي كم دارد ؟
|
كودكان ناشنوا از ما پذيرايي مي كنند . درست است كه نمي توانند حرف بزنند اما نگاهشان مانند نگاه فرشته اي است كه به آب خيره شده است . لبريز از شكوفه...
دختركي ناشنوا سيني چاي را مقابلم مي گيرد :
|
 |
|
اي زندگي دست از سرم بردار و برگرد
من را همين جا ترك كن ، تبدار و پُر درد …
|
|
بغضي گلويم را مي فشارد . هيچ چيز مرا سبك نمي كند . بر اشكهاي نريخته ام تأسف مي خورم . رئيس آموزش و پرورش تربت جام از اقدام خيرين تشكر مي كند آنها با پخش تيزري تبليغاتي به جامعه ياوري مي گويند كه چقدر به اقدامات خيرخواهانه آنها نيازمندند :
كودكي معلول از روي تخته سياه مي خواند :
خـــدا مـــا را سالم دارد ، ما خدا را دوست داريم
 |
آقاي بذري به سخنانش ادامه مي دهد . او از آقاي مهندس شافعي تشكر مي كند و به اشتباه ايشان را رئيس سازمان صنايع دستي استان خطاب مي كند ولي چه فرقي مي كند وقتي او با ديدن تيزر تبليغاتي اشك در چشمانش حلقه زده … وقتي معلولين با حركات دست به او مي فهمانند كه : از ما بپذير اين سپاس بي صدا را .
وقتي كه كودكان استثنايي چشم دوخته اند به پنجره كه او از راه برسد و جواب سلام آنها و عاشقانه خنديدنشان را بدهد :
اتاق عاشقم اما بدون تو قفسيست
كه ميله ميله مرا بستـه با پريدن تو
ديگر خطاب درست و غلط چه فرقي مي كند ؟
|
آقاي شعباني فرماندار تربت جام كه طبق معمول همه فرمانداران دلشوره هاي خاص خودش را دارد : هزينه هاي نپرداخته ـ اعتباراتي كه كفاف هزينه ها را نمي دهد و سپس آقاي حسيني مديريت آموزش و پرورش استثنايي خراسان كه با اشاره به اقدام خانم دكتر رحماني كه ساخت اين هنرستان را به ياد مرحوم بانو قمر رحماني تقبل كرده بيشتر از جامعه ياوري گفت . او گفت : كه نگاه جدي تري بايد به آموزش و پرورش استثنايي داشت .
 |
و بالآخره آقاي غلامحسين شافعي كه با اين بيت از كاشاني شروع كرد :
عشــق يعني نـان ده و از دين مپرس
در مقـــــــام بخشش از آيين مپرس
|
ايشان گفت كه چگونه خانم دكتر رحماني با دفتر جامعه ياوري خراسان تماس گرفت و بناي اين هنرستان ريخته شد .
او طبق معمول از همه ياد كرد از معلمان اين قهرمانان گمنام كه با دوچرخه روزي در چند مدرسه تدريس مي كنند و از بچه هاي مناطق محروم كه دنيايي از استعداد و پاكي هستند . او گفت جامعه ياوري ما را با خود مي برد ما ديگر خود نمي رويم . او از انسانهاي فراوان عاشقي ياد كرد كه اگر نذرشان به درستي برآورده شود از همه چير مي گذرند :
تا آفتاب از حركات تو مي وزد
از سمت سيب عطر صفات تو مي وزد
دل مي دهيم پنجره را باز مي كنيم
باران گرفته با كلمات تو مي وزد !
دل مي شويم به محض تپيدن به پاي تو
بر خاك كوچه اي كه حيات تو مي وزد
غلامحسين شافعي مي گويد كه نيكو كاري مي تواند به اندازه اهداي يك آجر باشد او خاطرنشان مي كند كه انتظار جامعه ياوري اين است كه از مدارسي كه تأسيس مي شود افراد تحصيل كرده خارج شوند .
او مي گويد مهم انديشه نيكوكاري است ولو به اندازه يك مداد .
آقاي شافعي طبق معمول از دوست و همراهش مجتبي كاشاني ياد مي كند و به بچه هاي ناشنوايي كه آمده اند شعر خوانده اند نيم سكه اهدا مي كند . او پا را از اين هم فراتر مي گذارد و 5 بورسيه تحصيلي به 5 دانش آموز مستعد تا پايان دوران دانشگاه اهدا مي كند :
تو بخوان گر تو نخواني دگر از عشق كه خواند
تو بمان گر تو نماني دگر از عشق چه ماند
و من راوي قصه هاي عاشقيم . و مي دانم با اقدامات جامعه ياوري كوليان نشسته پاي اجاق ها ـ از عشق خواهند گفت :
در شبهاي پُرستاره مهتاب از شعله هاي درون
و لاله هاي دشتهاي ملتهب از انتظار
بعد از اين مراسم ، كلنگ هنرستان استثنايي آريا بر خاكهاي داغ تربت جام زده مي شود . همه جمع شده اند . حتي كودكان ناشنوا .
|
.jpg)
آقاي بذري : رئيس آموزش وپرورش تربت جام
|

آقاي حسيني : رئيس آموزش وپرورش استثنايي خراسان رضوي
|

آقاي دادور :مدير عامل جامعه ياوري خراسان
|

آقاي شعباني :فرماندار تريت جام
|

آقاي مهندس شافعي به نمايندگي از طرف سركار خانم دكتر رحماني
|