شرکت مهندسی سازه اطلاعات سامان ,http://www.sis-eg.com
ارتباط ارتباط با ما
 اطلاعات
 عناوين
تاريخچه
اهداف
اساس نامه
موسسين
حمايت كنندگان
فعاليتها
تجليل از پيشكسوتان
اخبار جامعه ياوري
گزارشات
مصاحبه
آلبوم تصاوير
 منوي اصلي
صفحه اصلي
صفحه شخصي
مديريت
ثبت خبر
فرم عضويت
خروج از سيستم
نقشه سايت
 
 نظرسنجي

نظر شما درباره سايت چيست؟

عالي
خوب
متوسط
ضعيف
راي : 72
جزئيات نتايج

 گفته های بزرگان
خشم کلید هر بدی است
امام حسن عسگری (ع)
 تصوير روز
 ورود به سیستم


 اعضاي روي خط
2 کاربر ثبت نشده و 0 کاربر ثبت شده روي خط.

شما يك كاربر ناشناس هستيد. به صورت رايگان ميتوانيد ثبت نام كنيد.
 آمار بازدید
تعداد بازديد کننده : 80504
Header
اداي نذر دلدادگان
.: تاريخ انتشار 22-آگوست-2007 :: خوانده ها: 407 :: بازبيني :: چاپ همين صفحه :: چاپ همه:.

اداي نذر دلدادگان

در روز سوم فروردين ماه سال ۱۳۸۴ بود كه كلنگ مدارس اهدائي آقاي ناصر نويدنيا در روستاي محمّد آباد پسكوه و بركوك زده شد .

قرار است ساعت ۸:۳۰ صبح آقاي مهندس ماهوتچيان و ياران جامعه ياوري تهران از فرودگاه مشهد به جمع ما بپيوندند . با شور و شوق كاروان جامعه ياوري به سمت قائن حركت مي‌كند قرار است در روستاي مهنه تربت حيدريه به زيارت ابوسعيد برويم و نذر دلداده‌اي را براي كمك به بازسازي مقبره ابوسعيد مورد بررسي قرار دهيم. چه مقبره‌اي داشت ابوسعيد و چه غريب بود در ميان مردمي كه مدعي اسيري و دلبندي ابوسعيد و ديگر عرفاي ايران بودند .

آدم دلش مي‌گرفت ، ابوسعيد و اين غربت و احساس تنهائي در يك شهر شلوغ ، بسياردردناك است . به سوي قائن روانه مي‌شويم مرتب با آقاي خالقي تلفني در تماس بوديم تا برنامه‌ها طوري تنظيم شود كه حداكثر استفاده از اين وقت محدود به عمل آيد .

همراهان در خانة معلّم قائن به نهار و نماز مشغول شدند و ساعتي بعد همه با يك ميني‌بوس عازم روستاي بركوك شديم ، از تپه‌هاي خشك و بي‌آب و علف گذشتيم ، از دور روستاي بركوك به ما چشمك مي‌زد و دود اسپند ، از صدها متر جلوتر مشخّص بود ، جمعيت زيادي به استقبال آمده بودند، زن و مرد ، پير و جوان .

روستاي بركوك در محاصرة صلوات جمعيت و شعار شكر و قدرداني از جامعه ياوري و آقاي نويدنيا بود . همراهان از قرباني كردن چندين گوسفند توسط روستائيان جلوگيري كردند . وارد مدرسه اهدائي آقاي نويدنيا شديم ، قابل باور نبود . در زماني اندك ، دخمه‌اي را كه قبلا ديده بوديم ، به چنين مدرسه زيبائي تبديل شده باشد . گر چه اين به همت عالي آقاي نويد نيا فراهم شده بود ، ولي تلاش سازنده و كار عاشقانه مسئولين آموزش و پرورش قائن و شخص آقاي خالقي چنين امكاني را فراهم كرده بود . مدرسه افتتاح شد و بچه‌هاي بركوك با شوق و ذوق با نگاهشان اوج رضايت و قدرداني خود را به ما نشان مي‌دادند . هدايائي از سوي گروه ياوري تهران ، بين دانش‌آموزان توزيع شد و با بدرقه پر شور مردم ، روستاي بركوك را به قصد محمّد آباد ترك كرديم .

روستاي محمّد آباد ، براي اعضاء جامعه ياوري پر از خاطره بود . حدود 14 سال پيش بود كه مرحوم استاد كاشاني ، دكتر نواب پور ، دكتر فرهنگي و مهندس حاجي خاني و خانم دكتر عقيلي و بسياري ديگر از اعضاءجامعه ياوري به اتفاق خانواده‌هايشان به روستاي محمّد آباد آمدند و شاهد غوغائي از احساس و عاطفه و دلداد‌گي بودند. دوّمين مدرسه محمّد آباد بنا نهاده شد و در زمان افتتاح مدرسه حر محمد آباد ، ساعتي در ميان شور و هيجان مردم روستا ، همراهان سفر آنقدر اشك ريختند كه كاشاني همان شب شعري سرود كه :

من كوير از اشك خود دريا كنم
گريه‌ها براين شب يلدا كنم
از چه پنهاني بيا اي اشك من
تا تو را جاري در اين صحرا كنم
يا دواي درد پيدا مي‌كنم
يا كه خود را محو و ناپيدا كنم
يا غريق از بحر بيرون مي‌كشم
يا كه خود را غرق اين دريا كنم

در روستاي محمد آباد ، حتي برگي سبز را نمي‌توان پيدا كرد . هر آنچه هست ، كوير است و خاك بي‌آب، اما مردماني سخت كوش ، مهربان و مهمان نواز .

تقريبا غروب بود كه وارد محمد آباد شديم ، پير‌زني در فاصله يك كيلومتري روستا با دود اسپند به استقبال آمده بود ، هوا داشت تاريك مي‌شد ، مدرسه نصرت محمد آباد توسط آقاي نويد نيا افتتاح شد و هيجان مردم با شعارهاي تشكر تشكر ، در يك غروب كوير، حال و هوائي ايجاد كرده بود . مدرسه قبلي محمد آباد ديدني بود ، دخمه‌اي كه هر لحظه امكان داشت فرو ريزد و وقتي وارد كلاس مدرسه مي‌شدي با روشن كردن كبريت مي‌توانستي ببيني و متعجّب بوديم كه دانش‌آموزان محمد آباد تحت اين شرايط ، چگونه مي‌خواندند و مي‌نوشتند . در ۱۴ سال پيش بود كه كاروان جامعه ياوري به محمد آباد سفر كرده بودند و قافله سالار جامعه ياوري ، مجتبي كاشاني ، اشك ريزان دبستان حر محمد آباد را بنا نهاد . پس از مراجعت به قائن بچه‌هاي جامعه ياوري قطعنامه‌اي را صادر كرده‌ بودند و به كاشاني ارائه دادند ، آنها تصميم گرفته بودند كه ديگر هيچ وقت جشن تولد نگيرند و هداياي مربوط به تولدشان را هر ساله براي بچه‌هاي محمد آباد ارسال نمايند .

در اين ديار آن قدر محروميت وجود دارد كه حتّي كودكان همراه ما را به چنين تأثير و تاثري كشيده بود . به هر صورت آن شب با دلي آشفته ، روستاي محمد آباد را ترك كرديم . ديدار از محمد آباد مدتي همه همراهان را در خود فرو برده بود و تقريبا ساعتي سكوت كامل حكمفرما شده بود .

ساعت نزديك ۱۰ شب بود كه با گذشتن از كوههاي پسكوه به قائن رسيديم و در خانه معلم قائن آرام گرفتيم . شب را با همراهان به صبح رسانديم ، پس از آن مهندس ماهوتچيان و همراهان تهراني از ما جدا شدند كه از طريق بيرجند به بم و كرمان سفر كنند و ما به اتفاق آقايان نويدنيا و سروقدي و رضا نويدنيا و خانمهاي محترمشان به سمت مشهد حركت كرديم .

همه به اميد آن كه باز گرديم و كلنگي ديگر و افتتاحي ديگر را شاهد باشيم .

همراهان سفر :

:آقايان :خانمها
ناصر نويد نيا نويدنيا
رضا نويد نيا بديعي
محمد سرقدي حسين پور
غلامحسين شافعي قصابي
اصغر حيدري منفرد
صدرا حيدري منفرد
حسن ماهوتچيان
محمد رضا نوروزي
علي نصرت راد
بهروز ناصحي

نويسنده : غلامحسين شافعي

.: بازگشت به موضوع گزارشات :: بازگشت به فهرست موضوعات :.
Copy right with yavari society of Khorasan company 2006
www.sis-eg.com