اداي نذر دلدادگان
در روز سوم فروردين ماه سال ۱۳۸۴ بود كه كلنگ مدارس اهدائي آقاي ناصر نويدنيا در روستاي محمّد آباد پسكوه و بركوك زده شد .
قرار است ساعت ۸:۳۰ صبح آقاي مهندس ماهوتچيان و ياران جامعه ياوري تهران از فرودگاه مشهد به جمع ما بپيوندند . با شور و شوق كاروان جامعه ياوري به سمت قائن حركت ميكند قرار است در روستاي مهنه تربت حيدريه به زيارت ابوسعيد برويم و نذر دلدادهاي را براي كمك به بازسازي مقبره ابوسعيد مورد بررسي قرار دهيم. چه مقبرهاي داشت ابوسعيد و چه غريب بود در ميان مردمي كه مدعي اسيري و دلبندي ابوسعيد و ديگر عرفاي ايران بودند .
آدم دلش ميگرفت ، ابوسعيد و اين غربت و احساس تنهائي در يك شهر شلوغ ، بسياردردناك است . به سوي قائن روانه ميشويم مرتب با آقاي خالقي تلفني در تماس بوديم تا برنامهها طوري تنظيم شود كه حداكثر استفاده از اين وقت محدود به عمل آيد .
همراهان در خانة معلّم قائن به نهار و نماز مشغول شدند و ساعتي بعد همه با يك مينيبوس عازم روستاي بركوك شديم ، از تپههاي خشك و بيآب و علف گذشتيم ، از دور روستاي بركوك به ما چشمك ميزد و دود اسپند ، از صدها متر جلوتر مشخّص بود ، جمعيت زيادي به استقبال آمده بودند، زن و مرد ، پير و جوان .
روستاي بركوك در محاصرة صلوات جمعيت و شعار شكر و قدرداني از جامعه ياوري و آقاي نويدنيا بود . همراهان از قرباني كردن چندين گوسفند توسط روستائيان جلوگيري كردند . وارد مدرسه اهدائي آقاي نويدنيا شديم ، قابل باور نبود . در زماني اندك ، دخمهاي را كه قبلا ديده بوديم ، به چنين مدرسه زيبائي تبديل شده باشد . گر چه اين به همت عالي آقاي نويد نيا فراهم شده بود ، ولي تلاش سازنده و كار عاشقانه مسئولين آموزش و پرورش قائن و شخص آقاي خالقي چنين امكاني را فراهم كرده بود . مدرسه افتتاح شد و بچههاي بركوك با شوق و ذوق با نگاهشان اوج رضايت و قدرداني خود را به ما نشان ميدادند . هدايائي از سوي گروه ياوري تهران ، بين دانشآموزان توزيع شد و با بدرقه پر شور مردم ، روستاي بركوك را به قصد محمّد آباد ترك كرديم .
روستاي محمّد آباد ، براي اعضاء جامعه ياوري پر از خاطره بود . حدود 14 سال پيش بود كه مرحوم استاد كاشاني ، دكتر نواب پور ، دكتر فرهنگي و مهندس حاجي خاني و خانم دكتر عقيلي و بسياري ديگر از اعضاءجامعه ياوري به اتفاق خانوادههايشان به روستاي محمّد آباد آمدند و شاهد غوغائي از احساس و عاطفه و دلدادگي بودند. دوّمين مدرسه محمّد آباد بنا نهاده شد و در زمان افتتاح مدرسه حر محمد آباد ، ساعتي در ميان شور و هيجان مردم روستا ، همراهان سفر آنقدر اشك ريختند كه كاشاني همان شب شعري سرود كه :
| من كوير از اشك خود دريا كنم |
| گريهها براين شب يلدا كنم |
| از چه پنهاني بيا اي اشك من |
| تا تو را جاري در اين صحرا كنم |
| يا دواي درد پيدا ميكنم |
| يا كه خود را محو و ناپيدا كنم |
| يا غريق از بحر بيرون ميكشم |
| يا كه خود را غرق اين دريا كنم |
در روستاي محمد آباد ، حتي برگي سبز را نميتوان پيدا كرد . هر آنچه هست ، كوير است و خاك بيآب، اما مردماني سخت كوش ، مهربان و مهمان نواز .
تقريبا غروب بود كه وارد محمد آباد شديم ، پيرزني در فاصله يك كيلومتري روستا با دود اسپند به استقبال آمده بود ، هوا داشت تاريك ميشد ، مدرسه نصرت محمد آباد توسط آقاي نويد نيا افتتاح شد و هيجان مردم با شعارهاي تشكر تشكر ، در يك غروب كوير، حال و هوائي ايجاد كرده بود . مدرسه قبلي محمد آباد ديدني بود ، دخمهاي كه هر لحظه امكان داشت فرو ريزد و وقتي وارد كلاس مدرسه ميشدي با روشن كردن كبريت ميتوانستي ببيني و متعجّب بوديم كه دانشآموزان محمد آباد تحت اين شرايط ، چگونه ميخواندند و مينوشتند . در ۱۴ سال پيش بود كه كاروان جامعه ياوري به محمد آباد سفر كرده بودند و قافله سالار جامعه ياوري ، مجتبي كاشاني ، اشك ريزان دبستان حر محمد آباد را بنا نهاد . پس از مراجعت به قائن بچههاي جامعه ياوري قطعنامهاي را صادر كرده بودند و به كاشاني ارائه دادند ، آنها تصميم گرفته بودند كه ديگر هيچ وقت جشن تولد نگيرند و هداياي مربوط به تولدشان را هر ساله براي بچههاي محمد آباد ارسال نمايند .
در اين ديار آن قدر محروميت وجود دارد كه حتّي كودكان همراه ما را به چنين تأثير و تاثري كشيده بود . به هر صورت آن شب با دلي آشفته ، روستاي محمد آباد را ترك كرديم . ديدار از محمد آباد مدتي همه همراهان را در خود فرو برده بود و تقريبا ساعتي سكوت كامل حكمفرما شده بود .
ساعت نزديك ۱۰ شب بود كه با گذشتن از كوههاي پسكوه به قائن رسيديم و در خانه معلم قائن آرام گرفتيم . شب را با همراهان به صبح رسانديم ، پس از آن مهندس ماهوتچيان و همراهان تهراني از ما جدا شدند كه از طريق بيرجند به بم و كرمان سفر كنند و ما به اتفاق آقايان نويدنيا و سروقدي و رضا نويدنيا و خانمهاي محترمشان به سمت مشهد حركت كرديم .
همه به اميد آن كه باز گرديم و كلنگي ديگر و افتتاحي ديگر را شاهد باشيم .
همراهان سفر :
| :آقايان |
:خانمها |
| ناصر نويد نيا |
نويدنيا |
| رضا نويد نيا |
بديعي |
| محمد سرقدي |
حسين پور |
| غلامحسين شافعي |
قصابي |
| اصغر حيدري منفرد |
|
| صدرا حيدري منفرد |
|
| حسن ماهوتچيان |
|
| محمد رضا نوروزي |
|
| علي نصرت راد |
|
| بهروز ناصحي |
|
نويسنده : غلامحسين شافعي