تجليل از پيشكسوتان

مجتبي كاشاني در سال ۱۳۲۷ در خانواده اي معمولي در مشهد به دنيا آمد . او در دورا ن كودكي قبل از دبستان به شيوه مكتب خواني قرآن را آموخت . در دوران تحصيل مقبول همه همكلاسيها و معلمان خود بود . او دروه دبستان و دبيرستان را در مشهد سپري كرد و در رشته رياضي ديپلم گرفت . پس از اخذ ديپلم جهت ادامه تحصيل در رشته اقتصاد وارد دانشگاه شيراز شد و درسال ۱۳۵۶ فوق ليسانس خود را از مركز مطالعات مديريت وابسته به دانشگاه هاروارد دريافت نمود و در سالهاي ۱۳۶۵و۱۳۶۷و۱۳۶۹به ترتيب دوره هاي مديريت صنعتي ، مهندسي صنايع وكنترل كيفيت فراگير ( (TQCرا در ��اپن گذراند . حس نوع دوستي وعدالت خواهي از مواردي بوده است كه همواره او را تحت تاثير قرار مي داده و اين را تقريبا در تمام آثار و اشعارش مي توان يافت .
از فضاي شعرهاي كاشاني پيداست كه او در خانواده مرفهي بزرگ نشده و تلخي ها و ناكامي هاي مادي زندگي را چشيده است .
كاشاني در سال ۱۳۵۴ ازدواج كرد كه حاصل آن سه دختر است .
مجال كم به دليل رشته تحصيلي ، مطالعه و تحقيق دركار مديريت هرگز به او فرصت مطالعه زياد به حدي كه او از خود انتظار داشت را نداد .
او در شعر نو به موفقيت هايي رسيد كه هرگز در شعر كلاسيك نرسيده بود . با اينحال همزمان با اين دوران در قالب غزل نيز نمونه هايي با مضامين اجتماعي فراهم كرده است كه در شاعران معاصر نمونه آن كمتر ديده مي شود .
او در سالهاي ۵۷ تا ۵۹ عضو شوراي شعر و موسيقي صدا و سيما بوده است و سرودهاي او كه حضور شعراء در موسيقي را نشان مي دهد ، از كارهاي وي در اين دوران بوده است كه از اين ميان مي توان به شعر «دليرانه» كه توسط آقاي «شهرام ناظري» خوانده شده است ، اشاره كرد .
كاشاني علاوه بر شعرصاحب مقالات ارزنده است كه مي توان به مقالات پرواز دسته جمعي ، مديران فيلسوف و سازمانهاي موفق ، فرهنگ آراستگي در محيط كار صنعتي ، خانه تكاني صنعتي و…اشاره كرد . تا كنون ۷ كتاب با نامهاي از خواف تا ابيانه ، باران عشق ، به آيندگان ، روزنه ، پل ، عشقبازي به همين آساني است ، خويش را باور كن از كاشاني منتشر شده است .
دو كتاب به نامهاي از گارا�� تا كلينيك و نيز نقش دل در مديريت ، در زمينه مديريت از ايشان منتشر شده است .
كاشاني مدير صنعت و مشاور صنعت بود . با همه لطافتهاي دنياي شعر ، دريافتن چگونگي به تعادل كشاندن اين تناقض و اينكه چطور او جمع اضداد را ميسر كرده است چندان مشكل نيست ، چرا كه زندگي يك مجموعه است كه در آن همه امور به خوبي مي تواند در كنار يكديگر قرار گيرند و انسان را به تعادل برسانند و اين همان چيزي است كه مديريت نوين در جهان بدان رسيده است .
كاشاني خود مي گويد : چون هنر وكار ا زهم جدا شده اند ما اكنون مشكل داريم ، يكي از خصوصيتهايي كه در كمتر هنرمند وشاعري مي توان يافت ، الفت دادن وگره زدن شعر با جزييات اجرايي اجتماعي زندگي است .كاشاني يكي از نمونه هاي كم نظيري بود كه اين پديده را به وجود آورده است .
زبان و زندگي كاشاني شعر است به بيان حقايق تلخ و در واگويي شيريني و شور زندگي . اين چنين است كه پس از خلق اثر شگفت انگيز سفرنامه خواف دل به سرودن شعري ديگر مي نهد كه در عمل نقش مي بندد و نه در كلام وآن بنياد جامعه ياوري فرهنگي جنوب خراسان است . او به كمك يارانش روستاهاي كويري قائن را در نورديد وكودكان پر استعداد اما بي بضاعت آنجا را به نجات خواند و پس از شهر هاي بيرجند و نهبندان اكثر روستاهاي جنوب خراسان را به اميد خواند وسپس جنوب تهران و روستاهاي كويري هرمزگان را به صحنه فعاليت جامعه ياوري افزوده كرد .
دو موضوع مهم كه كاشاني روي آن كار كرد عبارتنداز :
كاربردي كردن شعر در مديريت
استفاده از شعر وادبيات در اجتماع ونيكو كاري
كه اولي منجر به رسيدن به فرهنگ صنعتي و دومي باعث ايجاد جامعه ياوري فرهنگي شد . در مورد دوم كاشاني شعر را دستمايه جلب مردم براي رفع محروميت روستاهاي جنوب خراسان كرد او همچنين به صورت افتخاري مشاور و ياور اكثر سازمانهاي نيكوكاري مثل عصاي سفيد ، ناشنوايان ، محك (كودكان سرطاني)، مبارزه با اعتياد ، خانه سالمندان كهريزك…بود .