يـــــــــاوري
بسياري از پديدههاي اين دنيا در برخي چشمان ديدنياند و در برخي چشمان ناديدني چرا كه در فراخناي روز مرگي ديدههايمان ، نگاهمان و توان ديدنمان روزبه روز كمتر ميشود و هر چه بيشتر مينگريم كمتر مي بينيم .
چون ديدههايمان قبل از ديدن در پندارمان نقش بسته و مجالي براي خيالي يا رويايي فراتر از آن نداريم .
باور كنيم كه براي ديدن بسياري از پديدهها بايد تلاش كرد كه دايره نگاهمان فراختر و فراخناي نگاهمان افزون تر گردد
ياوري تلاشي است براي ديدن آنچه كه بسياري نميبينند . ياوري باور داشتن تلاشي است كه هر چند در نگاه برخي خرد مي نمايد امّا جلوه بزرگ ديگري از دنيا را نمايان ميسازد
ياوري تكاپوئي است براي باور داشتن مسيري كه در آن ايدههايمان ، نگاهمان دنياي ديگري را ببيند. دنياي عشق و دوست داشتن امّا نه عشق باين و آن كه انسان و ؟ باين و آن كه كودكان ؟
آن را باور كنيم
آنان كه ديري است در دايرة نگاه بسياري نيستند . آنانكه با هياهو و جست و خيزشان تلاش ميكنند كه در دايره نگاه ما و سايرين قرار گيرند .
ياوري يعني بينا كردن چشمان نوجواني است كه با هديه يك عينك بينا ميشود ميخواند و ميآموزد
ياوري نجات جان بيماري است كه از يك زخم معده جان به لب ميشود و با يك آب مرواريد چشمانش بر اين دنيا هميشه بسته ميشود
ياوري كمك به جذابيت تنها با كمك يك قلم و يك كاغذ بدون معلم آنچنان به كلاس تقويتي كلاس كنكور و معلم خصوصي در بهترين دانشگاه در كشور پذيرفته ميشود ، امّا با نداري خويش آرزوي دانشگاه را در تمام عمرش ؟
و ...
و ياوري باور كـردن تلاشي است براي ديدن ياوري كوزه اي است كه هرگز خالي نميشود ياوري ديـدني نيـست ياوري باور كردني است
نويسنده : غلامحسين شافعي