اما زندگي در جاده قديم قوچان ، كوچه سردخانه مانند همه جاي ديگر در جريان بود ، با اندكي اميد .
همين اميدهاست كه ما را سر پا نگه مي دارد . اميد اينكه باران خواهد باريد اميد به اينكه قطره هاي اگر چه اندك باران با هيجان خود را يكسره نثار بي برگي، نثار گل ها و نيلوفرها خواهند كرد و همه چيز به خوبي پيش خواهد رفت . اميد به اينكه باغبان دوباره جوان خواهد شد و گل ها سيراب .
مقابل پلاك... توقف كرده ايم . عابريني كه از كنارمان مي گذرند با نگاه كنجكاوشان بر اندازمان مي كنند زنگ مي زنيم و منتظرمي مانيم ....
Copy right with yavari society of Khorasan company 2006