شرکت مهندسی سازه اطلاعات سامان ,http://www.sis-eg.com
ارتباط ارتباط با ما
 اطلاعات
 عناوين
تاريخچه
اهداف
اساس نامه
موسسين
حمايت كنندگان
فعاليتها
تجليل از پيشكسوتان
اخبار جامعه ياوري
گزارشات
مصاحبه
آلبوم تصاوير
 منوي اصلي
صفحه اصلي
صفحه شخصي
مديريت
ثبت خبر
فرم عضويت
خروج از سيستم
نقشه سايت
 
 نظرسنجي

نظر شما درباره سايت چيست؟

عالي
خوب
متوسط
ضعيف
راي : 40
جزئيات نتايج

 گفته های بزرگان
هر چه محبت داری نثار دوستت کن اما هر چه اطمینان داری به پای او مریز
حضرت علی (ع)
 تصوير روز
 ورود به سیستم


 اعضاي روي خط
1 کاربر ثبت نشده و 0 کاربر ثبت شده روي خط.

شما يك كاربر ناشناس هستيد. به صورت رايگان ميتوانيد ثبت نام كنيد.
 آمار بازدید
تعداد بازديد کننده : 54664
Header
عناوین مهم خبری
bullet افتتاح مركز آموزش استثنايي بهاران
افتتاح مركز آموزش استثنايي بهاران

                                                                                                           ف-م

توسط جامعه ياوري خراسان

ديده بگشا اي صنم         اي ساقي مستان علي (ع)

اگر زباني براي سپاسگذاري نداريم اما     مربي ما گفته مانند بهار شما را ببوئيم



نام طرح : مجموعه آموزش استثنائي بهاران

مجري طرح: جامعه ياوري خراسان

مكان : تربت جام

مساحت : 700 متر مربع

طرح شماره : 517 


امروز چهارشنبه بيستم شهريور ماه هزار وسيصد وهشتاد وهفت است و نهمين روز از ماه مبارك رمضان.هر چند اولين بار نيست در گرگ و ميش صبحي نسبتاً خنك همسفر سپيده مي شويم اما اين بار بايد به دياري سفر كنيم كه براي كشيدن درخت و جنگل مدادي نداشتند و پرنده ها از ديارشان ديرگاهي است كوچ كرده بودند. راستي بايد عقوبت اين همه محروميت را به گردن طبيعت انداخت كه محصولش خشكسالي و قحطي است و يا براي تسلي دادن دلمان بگوئيم كه شتاب نكنيد كه ابر بر خانه ها خواهد باريد و عشق در تكه اي نان پيدا خواهد شد . كلمات نارس اند و خاموشي بهترين همسفر. از جاده مشهد به سوي تربت جام در حركتيم .

...




[تاريخ انتشار خبر : 13/11/1387 10:16]
bullet مصاحبهﯼ جامعه ياوري خراسان با غلامحسين پوستين

مصاحبهﯼ جامعه ياوري خراسان با غلامحسين پوستين چي مدير عامل شركت كشت و صنعت نادر



بهترين روش براي محروميت زدايي ايجاد اشتغال است .


 غلامحسين پوستين چي مدير شركت گلاب نادر با مجتبي كاشاني نشست و برخاست داشته و او را به عنوان مديري اهل دل مي شناسد . او با جامعه ياوري آشناست و محروميت را نيز خوب مۍشناسد. اگر چه او يك مدير موفق در عرصه صنعت كشور است اما مانند شما وقتي از دوردست برايش نامه مۍنويسند كه كيف و كفش مدرسه ندارند دلش مۍلرزد.


شايد استشمام بوي تمام اين خوبيهاست كه گلاب نادر را به چنين شهرتي رسانده است . چرا كه بوي مهرباني و صفا و عشق را با هيچ گلاب و عطري نمي توان مقايسه كرد و من پا به درون دفتر گلاب نادر در چهار راه ميدان بار كه گذاشتم و در صف انتظار نشستم افرادي را ديدم كه براي تقاضاي كار و يا تقاضاي كمك روي صندلي نشسته بودند...

[تاريخ انتشار خبر : 25/10/1387 06:41]
bullet گزارش سفر عشق
گزارش سفر عشق

 مهندس غلامحسين شافعي   

 

اگر خوابگاه تعطيل شود چه بايد بكنم ؟

آبانماه 87 با خبر شدم نوجوانان يتيم روستايي مستقر در خوابگاه هلال احمر زانوي غم در آغوش گرفته اند قيافه عاشق دلسوخته خوابگاه آقاي اسدزاده با چشمان پر از اشك را بخاطر آوردم. من به واقع در درون ملتهب اسدزاده عشق را ديده بودم . پدر 90 نوجوان روستايي محروم از پدر . مانده بودم كه چه بايد كرد. عجيب است همان شب ارتباط تلفني من با مهندس وجيه اللهي برقرار شد خواستم كه از پروژه هيا در دست اجرا كه زاييده همت او بود از جنوب خراسان بازديد كنيم به همين سرعت و به همين سادگي قرار سفر گذاشته شد، يكشنبه 19 آبان ساعت 8 صبح فرودگاه بيرجند. شنبه بعدازظهر بايد در جلسه اي حضور مي يافتم و چون وقتي براي صحبت داشتم امكان ترك جلسه نبود . ساعت 11 شب بعد از اتمام جلسه مستقيماً‌به سمت بيرجند حركت كردم . استراحتي كوتاه در بين راه و ساعت 8 صبح فرودگاه بيرجند و آغوش گرم مهندس وجيه اللهي .

[تاريخ انتشار خبر : 24/10/1387 05:56]
bullet مصاحبه با دكتر مهيندخت رحماني

 


مصاحبه با دكتر مهيندخت رحماني


استاد بازنشسته فيزيك جامدات دانشگاه تهران  

اولين زن فارغ التحصيل از دانشگاه آمريكا و عضو جامعه ياوري خراسان .

حياطي كوچك با چند اتاق و كدخداي ده كه هميشه در حال حساب و كتاب است و دفتر و دستكهايي كه هنوز موجود است و خبرنگاران آنها را به عنوان اسناد رشد چناران تلقي مي كنند وپدري زيرك و مراقب كه از پشت عينك همه چيز را زير نظر دارد...


اين تصاوير شبيه عكسهاي كمرنگ چهل پنجاه سال پيش از نظر دكتر مهيندخت رحماني مي گذرد كه حالا بايد تجربه سالهاي كودكي اش را بياد آورد با مهرباني هاي ساده و بي رياي مادر كه امروز 3 كلاسه يورد چوپان به ياد او بنا نهاده شده است .



به ياد او و به ياد پدرش....


حالا او برگشته به يورد چوپان كه آرامش آن را دوست دارد و مردم مهربان و با مرام ومسلكش را ...

[تاريخ انتشار خبر : 24/10/1387 04:59]
bullet جام شب اشان تهي ز مهتاب مباد
 
افتتاح مركز آموزشي استثنايي ياسمن شانديز توسط جامعه ياوري خراسان
                                                                                                            ف. مصطفوي
امســال گل ندارد شعر بهاري من
اين شرمساري گل، يا شرمساري من
 
يكنفر در غبار مي آيد … يكنفر در غبار مي آيد كه زخمهايي هميشه بر پر و بالش دارد . يكنفر در هوايي شرجي به ديدن ارديبهشت آمده است.
به غريبي قسم ! حال غريبان را مي داند و غرق در شادي چهره هايي شده كه در باغ كمال، كال بر زمين افتاده اند .
از سراشيبي فلكه دوم شانديز كه پايين مي روي در منطقه اي سرسبز عده اي منتظرند تا جامعه ياوري خراسان، مركز آموزشي ياسمن شانديز را افتتاح كند. هوا داغ است و دشت تشنه باران و دره ها از عطر ارديبهشت سرشار. و من هق هق دشت را از تشنگي فردا احساس مي كنم. و بغض زمين كه در گلوي خشكسالي قفل شده.
[تاريخ انتشار خبر : 10/02/1387 03:41]
bullet گزارش

مراسم كلنگ زني خانه بهداشت باغستان فردوس
                                                                                            علي دادور
جناب آقاي مهندس مصباح از نيكوكاران خيرانديش و عضو جامعه ياوري خراسان از چند ماه قبل هزينه يكباب خانه بهداشت را تقبل كرده بودند كه زمين واگذاري بدين منظور را رياست شبكه بهداشت و شوراي روستايي باغستان فردوس مناسب ندانستند و زميني بسيار مناسب در منطقه اي پرجمعيت و در دسترس اكثريت نيازمندان به جامعه ياوري خراسان واگذار كردند.
مهندس شافعي رياست جامعه ياوري خراسان كه هميشه مشتاق احداث بناهايي است كه مأمن و پناهگاهي براي نيازمندان روستايي باشد، ساعت 4 صبح روز دوشنبه 19/6/86 به عشق زدن كلنگي براي گشودن يكي از گره هاي دردمندان روستايي عازم فردوس شد و ساعت 5/10 در جمع اهالي منتظر باغستان فردوس حضور يافت.
دكتر نگهبان همراه با خانواده معظم شهدا و كشاورزان و دامداران حاشيه نشين از مهندس شافعي و جامعه ياوري به گرمي استقبال كردند و جلسه اي صميمانه و دلنشين تشكيل داده بودند.
آغازگر اين جلسه تلاوت آياتي از كلام ا… مجيد به وسيله يكي از اعضاء شوراي اسلامي روستايي بود. سپس دكتر نگهبان نياز مبرم منطقه و موقعيت بسيار مناسب احداث اين خانه بهداشت را توضيح داد و اين حركت انساني جامعه ياوري را ستود جمع حاضر در جلسه نيز با لبخند شادماني مراسم كلنگ زني را ميمون و مبارك دانستند.
در پايان آقاي مهندس شافعي به منظور سپاسگزاري و حق شناسي از مردم كه كار و زندگي را به خاطر اين مراسم رها كرده و شور و شوقي كه در اين منطقه مستضعف نشين ايجاد كرده بودند تشكر كرد، به ويژه از حضور دكتر نگهبان كه از درون همين جامعه روستايي و سختيها جوشيد و پس از موفقيت تحصيلي و رسيدن به درجه دكترا به محل تولد خويش مراجعت و به عنوان پزشكي دلسوز يار و مددكار روستاييان است بسيار تمجيد كرد و اظهار اميدواري نمود كه باز هم استعدادهاي نهفته شكوفا شود و درد دردمندان وسيله فرزندان برخاسته از همين روستاها درمان شود.
در پايان نگاه هاي محبت آميز و صميمانه مدعوين، جامعه ياوري را بدرقه كرد و مهندس شافعي و اعضاء جامعه ياوري خراسان به اميد توان بيشتر براي خدمت به مناطق محروم فردوس را به مقصد مشهد ترك كردند.

[تاريخ انتشار خبر : 08/01/1387 03:32]
bullet گزارش

گزارش بازديد از منازل مسكوني انجمن خيرين مسكن ساز
  
در ماههاي آغازين سال 86 و در پي دعوت انجمن خيرين مسكن ساز براي حضور در جلسه گردهمايي خيريه هاي مشهد همراه با آقاي دادور در اين مراسم حضور يافتيم و مطلع شديم كه انجمن خيرين زيرنظر آقاي بصيري پور رياست محترم شوراي شهر مشهد ، در سطح شهر منازل مسكوني براي قشر كم درآمد جامعه ساخته و تحويل مي دهد و در اين راستا نيازمند همكاري و ياري رساندن از طرف افراد خير و مؤسسات خيريه ديگر است . طي چند نشست و آگاهي از شرايط واگذاري اين منازل ، آقاي دادور اين مهم را در يكي از جلسات هيئت مديره جامعه ياوري خراسان مطرح تا اگر كسي مايل است به عنوان باني زير نظر جامعه ياوري خراسان تعدادي از اين منازل را با پرداخت پيش قسط اول خريده و اهدا نمايد .
در همان جلسه آقاي طيبي ، يكي از خيرين ارجمند جامعه ياوري ، هزينه 10 منزل را متقبل و آقاي محمدزاده و ديگر اعضاي هيئت مديره نيز از آقاي دادور خواستند تا تحقيقات خود را در اين مورد تكميل و اطلاعات لازم را به ايشان داده و اگر اين شرايط صحت داشته باشد آنها نيز در اين امر خير شركت خواهند كرد .
در نشست بعدي خيريه ها اين مسأله به اطلاع مسئولين انجمن خيرين رسانده شد و آنها از اين امر خوشحال و مقرر شد كه آقاي دادور بازديدي از منازل اين مجتمع داشته باشد .
پس از چندين بار تماس و پيگيري در اين مورد با آقاي سلطاني مسئول مربوطه ، روز يكشنبه 24/4/1386 همراه با آقاي دادور و آقاي زنده دل براي بازديد راهي شديم .
بعد از پرس و جو به علت عدم آشنايي، به محل مورد نظر رسيديم . بلافاصله آقاي سلطاني و خانم ناصري همراه با آقاي مهندس شاه محمودي مهندس ناظر اين پروژه براي بازديد با ما همراه شدند و توضيحاتي را در مورد متراژ اين منازل و شرايط واگذاري آن و … ارائه كردند .
پس از پي گيري هاي آقاي دادور، ديگر خيرين جامعه ياوري نيز از جمله آقاي يزدي(10 دستگاه)، آقاي محمدزاده(4دستگاه)، آقاي شافعي(2دستگاه)، آقاي مظاهري(1 دستگاه)، آقاي محمودي(1 دستگاه)، آقاي رأفتي(1 دستگاه)، آقاي مهديزاده نيا (1 دستگاه)، در اين حركت خداپسندانه شركت كردند.
در حركت هاي بعدي نيز با حضور آقاي طيبي و همسرشان بازديدي از پروژهاي جديد اين انجمن صورت گرفت. در اين بازديد نيز 8 يتيم تحت سرپرستي اين خير قرار گرفتند.  

[تاريخ انتشار خبر : 08/01/1387 02:52]
bullet از نمك تا شن
          
سفر جامعه ياوري خراسان به روستاي دهنو از توابع طبس و مراسم كلنگ زني خانه بهداشت شماره ”۸“ توسط خانم فرزانه جامع 
                                                                          (ف- مصطفوي)                                                                                                                    
آيا خانه هايتان هيچ خواب نمي بيند
و در روياهايش شهر را به قصد بيشه زارها و تپه ها ترك نمي گويد؟
                                                                       ”جبران خليل جبران“

 

بيابان بود و سكوت و نفس هاي خسته اي كه بر لحظه هاي غربتش مي تابيد.
بيابان بود و ثانيه هايي كه تنهايش را با هيچكس قسمت نمي كرد.
بيابان بود و معناي عشق بر پيكر خاموشش.
اينبار جامعه ياوري خراسان عازم روستاي دهنو از توابع طبس بود كه كلنگ خانه بهداشت شماره ”۸“ را در آنجا به زمين بزند. در طي راه ما از بيابانهايي عبور مي كرديم كه سالها بود پلك بر هم نزده بود با خانم فرزانه جامع، زني از جنس كوير كه حرف كوير را خوب مي فهميد.
من با خودم مي انديشيدم: اولين پروانه اي كه از اين حوالي گذشت در گوش لاله ها چه گفت؟ شايد با خودش گفته: بايد از يك گل بهار مي آفريدم يا از پرهايم كلبه اي براي زنبق ها، اي كاش از پلكان فصل ها بالا مي رفتم و باران را بر دوش گرفته و به اينجا مي آوردم و يا مانند درختان مدام از برگ ها مي سرودم اما بيابان بغض كرده و حرف نمي زند.
ما اكنون به روستاي دهنو از توابع طبس رسيده ايم و تا به خودمان مي آييم روستائيان دورمان حلقه زده اند و از جامعه ياوري به خاطر تأسيس خانه بهداشت روستائي تشكر مي كنند.

 

[تاريخ انتشار خبر : 29/11/1386 01:46]
bullet تجليل از پيشكسوتان
نسيمي بود از ديار عشق( به ياد نيكول فريدني )
غلامحسين شافعي
 
 
 
سال 1362 بود كه او را ديدم در سفري به كوير جنوب خراسان من بودم و او بود . مجتبي كاشاني براي شركت در يك سمينار كه محروميت هاي جنوب خراسان و سيستان و بلوچستان را بررسي مي كرد.
در فرودگاه مشهد به استقبالشان رفتم. از همان ابتدا وقار و متانت نيكول و دل درياييش مرا مجذوب او كرد . او يك مسيحي بود اما براي زيارت حرم مطهر حضرت رضا مشرف شده بود، متعجب شده بودم كه خيره غرق اين بارگاه شده بود و وقتي قطره هاي اشك بر گونه هايش لغزيد تكان خوردم و او را عاشق تر از ديگران ديدم و بر حال خود و امثال خود تأسف خوردم.
نيكول در سفرهاي خواف و قاين و بيرجند هميشه با ما بود و وجود و حضور او همراه با نگاه متفاوتش از پنجره دوربين يكي از عوامل مهم پايه گذاري جامعه ياوري جنوب خراسان بود و مي توان او را يكي از بنيانگزاران اين جامعه بحساب آورد كه تاكنون بيش از 400 طرح ساخت مدرسه خوابگاه شبانه روزي و مدارس استثنايي را در كارنامه خود دارد.
او در دل كوير ساعتها بدنبال شكار صحنه ها بود و عكسهاي او از محروميت مناطق روستايي جنوب خراسان تكان دهنده بود.
نيكول هميشه آرام بود و متفكر گويي تمام زمان را در عشق و عاشقي طبيعت مي گذراند . او عاشق ايران بود و مجموعه آثار او فيلم بلندي است از سراسر ايران و طبيعت زيبايش.
در يكي از سفرها در روستاي سرخكوه نهبندان وقتي تصميم داشت از بچه هاي روستا عكس بگيرد صداي فرياد آنها بلند شود و پا به فرار گذاشتند گويي دوربين نيكول اسلحه اي بود براي شليك و او از همين صحنه عكس هايي گرفت كه انتشار آنها در فصلنامه جامعه ياوري خراسان انعكاسات فراواني را به دنبال داشت.
مدتي از او خبر نداشتم تا چند ماه پيش كه توفيق يافتم ردپايي از او بدست آوردم . با خانم فداكارش
منيره سلطاني تماس گرفتم ، متأسفانه نيكول در بيمارستان بستري بود ، به ديدارش رفتم ولي او از اين ديدار چيزي را درك نكرد . چقدر تنها بود تماميت اطرافش فقط خانم منيره سلطاني و بس. روزي كه به هيچكس نياز نداشت همه گرداگردش را گرفته بودند و براي بسياري دوستي با نيكول افتخار بود و امروز كه بيش از هر زماني تنهاست هيچكس بسراغش نيامده بود.
 بيش از آنكه به غروب نيكول و به سفر بي بازگشت او تأسف بخورم باين رسم زمانه تأسف مي خورم كه چرا بايد چنين باشد، آيا معيار ارزش آدمها افتخار وجود آنهاست و يا افتخاري كه ما مي توانيم از او كسب كنيم. افسوس كه وقتي چيزي نمي خواست همه چيز داشت و وقتي كه در اوج نياز بود هيچ چيز نداشت.
                                        او نسيمي بود از ديار عشق
ليك در اين سينه طوفان كرد و رفت
 
                                                                                                روحش شاد و يادش گرامي
[تاريخ انتشار خبر : 21/11/1386 03:51]
bullet تسليت

همــچو حافظ همه شب ناله و افغان كرديم
كه دريغا به وداعش نرسيديم و بــــرفت
دردهايش درد مردم زمانه نبود. دردش از درد مردمي بود كه شكوه هايشان درد بود … سفره هايشان درد بود… و چين هاي پيشاني اشان درد بود.
مردمي كه نامهايشان در شناسنامه اشان مي پوسد و آرزوهاي محالشان را در دستمالهاي كهنه، در روستاهايي كه بوي محروميت مي دهد و سرگرداني، مي پيچند و عزيمت مي كنند به مقصدهاي ناگريز.
نيكول عكاسي بود كه درد مردم را فهميد و به جامعه ياوري پيوست كه بوي نان را به مناطق محروم ببرد و بوي پرواز را.
ديروز كه بديدنش رفتيم تنها بود و آرام و ما فقط به چشم يك همشهري به او نگريستيم و امروز براي پرواز روحش اشك مي ريزيم و مرثيه مي سراييم.
 
بـــــاز هم زمانه ي وداع شد
بغـــض دل ولي امان نمي دهد
تــــو پريدي و دلم رضا به هيچ
جز به ديدنت در آسمان نمي دهد.
 
جامعه ياوري خراسان فقدان هنرمند پيشكسوت، نيكول فريدني را به جامعه هنري ايران تسليت مي گويد. ياد و نامش گرامي باد .
جامعه ياوري خراسان

[تاريخ انتشار خبر : 20/11/1386 05:08]
مطالب روز
اما زندگي در جاده قديم قوچان ، كوچه سردخانه مانند همه جاي ديگر در جريان بود ، با اندكي اميد . همين اميدهاست كه ما را سر پا نگه مي دارد . اميد اينكه باران خواهد باريد اميد به اينكه قطره هاي اگر چه اندك باران با هيجان خود را يكسره نثار بي برگي، نثار گل ها و نيلوفرها خواهند كرد و همه چيز به خوبي پيش خواهد رفت . اميد به اينكه باغبان دوباره جوان خواهد شد و گل ها سيراب . مقابل پلاك... توقف كرده ايم . عابريني كه از كنارمان مي گذرند با نگاه كنجكاوشان بر اندازمان مي كنند زنگ مي زنيم و منتظرمي مانيم ....

Copy right with yavari society of Khorasan company 2006
www.sis-eg.com